در اين مسابقه كه شنبه شب و به ميزباني امارات برگزار شد، تيم كره شمالي با نتيجه دو بر يك بر تيم ميزبان غلبه كرد.
اين مسابقه با تاخيرهاي متعدد به ويژه در نيمه دوم روبه رو بود و به همين دليل داور مجبور شد ۹دقيقه وقت اضافه اعلام كند. تلف شده اعلام كرد.
تيم امارات كه براي اين مسابقات تداركات فراواني ديده بود، تصور شكست با اين نتيجه را در مقابل كره شمالي آن هم در خانه نداشت.
پيش از اين كارشناسان، كره شمالي را ضعيفترين تيم گروه دوم رقابتهاي مقدماتي جام جهاني ۲۰۱۰ميدانستند، گروهي كه تيمهاي ايران، عربستان و كره شمالي نيز در آن قرار دارند.
| کمیته انضباطی فدراسیون با مربی پرسپولیس برخورد کند |
| پرویز سیار از کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال خواست با مربی برزیلی تیم فوتبال پرسپولیس که در بازی این تیم مقابل ذوب آهن به داور توهین کرده، برخورد کند. |
|
کارشناس داوری فوتبال در گفتگو با خبرنگار مهر، ضمن بیان این مطلب افزود: من به عنوان یکی از اهالی فوتبال به افشین قطبی به عنوان یک مربی با اخلاق و شخصی که فرهنگ نویی را در فوتبال ایران ایجاد کرده بود علاقه زیادی داشتم. نوع حرف زدن او و رفتارش با داور و تیم مقابل مثال زدنی بود که توانست برای این مربی جوان محبوبیت زیادی را به وجود آورد. قطبی زیبا و محترم حرف می زد اما تمام اینها را در پایان بازی پرسپولیس - ذوب آهن با گفتن یک جمله از بین برد. وی ادامه داد: قطبی که در مقام دفاع از دستیار برزیلی خود برآمده بوده تاکید داشت که این مربی به داور چیزی نگفته و فقط او را" crazy" خطاب کرده است. قطبی که در آمریکا بزرگ شده چطور معنی این واژه زشت را نمی داند و آن را یک واژه معمولی عنوان کرده است. " crazy" به معنای دیوانه و احمق است و بزرگ ترین توهینی که می شود به یک انسان کرد. این حرف توهین آمیز می تواند روح داور را آزار داده و تا آخر مسابقه عملکرد او را تحت تاثیر قرار دهد. سیار اخراج مربی متخلف تیم فوتبال پرسپولیس را کمترین جریمه برای او دانست و تاکید کرد: اینکه مربی تحصیلکرده وبا ادبی چون قطبی از کمک برزیلی اش دفاع می کند جای تعجب دارد. ما قطبی را یک مربی با فرهنگ و تربیت می دانستیم. در فوتبال ایران او یک الگو شده بود اما با این اظهارنظر ناپخته به تمام آنچه در اذهان فوتبال ساخته بود پشت پا زد. او چطور معنی این حرف را نمی داند. شاید واژه " crazy" در بین افراد پست و طبقه پایین اجتماع آمریکا و کشورهای انگلیسی زبان معنای بدی نداشته باشد اما در بین مردم عادی حرفی زشت و دور از شان اجتماع است. وی در خاتمه تصریح کرد: توهین مربی برزیلی پرسپولیس به داور بازی این تیم برابر ذوب آهن آزار دهنده و دردناک است. من از کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال می خواهم با این مربی متخلف برخورد کرده و او را وادار کند که از جامعه داوری ایران عذرخواهی کند |
سرگذشت بزرگان:
سیداشرف الدین حسینی (نسیم شمال)
ابوالحسن احمد بن ابراهیم اقلیدسی
سخنان بزرگان
» بخش نخست جملات قصار
» بخش دوم جملات قصار
» بخش سوم جملات قصار
» بخش چهارم جملات قصار
» بخش پنجم جملات قصار
» بخش ششم جملات قصار
» بخش هفتم جملات قصار
» بخش هشتم جملات قصار
» بخش نهم جملات قصار
» بخش دهم جملات قصار
» بخش یازدهم جملات قصار
» بخش دوازدهم جملات قصار
» بخش سیزدهم جملات قصار
» بخش چهاردهم جملات قصار
گالری عکس :
سرگذشت و بیوگرافی بزرگان :
ابوالحسن احمد بن ابراهیم اقلیدسی
ماري کوچولو دخترک 5 ساله زيبائي بود با چشماني روشن. يک روز که با مادرش براي خريد به بازار رفته بودند، چشمش به يک گردنبند مرواريد پلاستيکي افتاد. از مادرش خواست تا گردنبند را برايش بخرد. مادر گفت که اگر دختر خوبي باشد و قول بدهد که اتاقش را هر روز مرتب کند، آن را برايش ميخرد. ماري قول داد و مادر گردنبند را برايش خريد. ماري به قولش وفا کرد؛ او هر روز اتاقش را مرتب ميکرد و به مادر کمک ميکرد. او گردنبند را خيلي دوست داشت و هر جا ميرفت، آن را با خودش ميبرد. ماري پدر دوست داشتني داشت که هر شب برايش قصه ميگفت تا او بخوابد. شبي بعد از اينکه داستان به پايان رسيد، بابا از او پرسيد: ماري، آيا بابا را دوست داري؟ ماري گفت: معلومه که دوست دارم. بابا گفت پس گردنبند مرواريدت را به من بده! ماري با دلخوري گفت:نه! من آن را خيلي دوست دارم، بياييد اين عروسک قشنگ را به شما ميدهم، باشد؟ بابا لبخندي زد و گفت: آه، نه عزيزم! بعد بابا گونهاش را بوسيد و شب بخير گفت. چند شب بعد، باز بابا از ماري مرواريدهايش را خواست ولي او بهانهاي آورد و دوست نداشت آنها را از دست بدهد. عاقبت يک شب دخترک گردنبندش را باز کرد و به بابايش هديه کرد. بابا در حالي که با يک دستش مرواريدها را گرفته بود، با دست ديگر از جيبش يک جعبه قشنگ بيرون آورد و به ماري کوچولو داد. وقتي ماري در جعبه را باز کرد، چشمانش از شادي برق زد: خداي من، چه مرواريدهاي اصل قشنگي! بابا اين گردنبند زيباي مرواريد را چند روز قبل خريده بود و منتظر بود تا گردنبند ارزان را از او بگيد و يک گردنبند پرارزش را به او هديه بدهد.
http://lailimojtabae.lefora.com/2008/08/08/200888-2/page1/#post789213
شجاعت از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه
ترس از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه
دوست از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه
عشق از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه
ادب از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه
زن از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه
زندگی از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه
رنج از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه
آزادی از دیدگاه بزرگان ، دانشمندان و فلاسفه
http://30min.mastertopforum.net/viewtopic.php?t=2